نوع مقاله : مقاله کوتاه

نویسنده

دانشگاه آزاد اسلامی

چکیده

این مقاله در پی تحلیل رویکرد علوم دقیقه در شناخت طظبیعت و نگرش فراگیر آن در ارزش گزاری طبیعت و پاره ای از اثرات تحدید کننده آن می باشد. علوم دقیقه و نگرش علمی حاصل از آن در قرن گذشته، همواره سعی در بازشناسی طبیعت به عنوان یک تورم قابل فهم را داشته است. لذا تعمیم گزاره های علمی در قالب نگاهی فراگیر به طبیعت فارغ از بستر فرهنگی و رابطه آن با مفهوم جهانی طبیعت، وجه نامتعادل و گاه متعدی را به طبیعت از بشر به نمایش در آوره است. امروزه جهان علم در تعاقیب نقد علوم دقیقه به ساحت تازه ای از نگاه علمی قدم گزارده است. این نگاه که در ادامه مکتب ساختار گرائی وینکنشتاین و پرادایم شیفت کوهن قرار دارد؛با نام واقعیت گرائی سازنده مطرح گردیده است . در این نگرش فهم یک گزاره علمی تنها زمانی ه شکل جامع ممکن است که در پرادایم متفاوتی از پارادیم مولدش درک و بررسی گردد که این فرایند را بیگانه یابی نامند اما این فهم زمانی به عمق نهائی می رسد که نه تنها در پرادایم متفاوت علمی بلکه در بستر متفاوت فرهنگی به وقوع بپیوندد و به اصطلاح بیگانه یابی شود. این بدین معنی است که فلسفه علم از این دریچه به ساحتی تازه ای از رابطه طبیعت و فرهنگ در فهم محیط و رابطه محیط مصنوع و طبیعی دست یافته است. این مقوله و چگونگی دستیافتن به ساحت مذبور در این مقاله مورد بحث قرار گرفته و در نمونه ای از مراسم کاشت و تولید برنج در ژاپن به تصویر کشیده شده است.

کلیدواژه‌ها