دوره 14 , شماره 1: بهار 1395

فهرست مطالب

مقالات

بهینه سازی به کمک یک مدل هوشمند لازمه ی دست یابی به بالاترین کیفیت ممکن در تامین آب شرب و صنعتی می باشد. در این مطالعه، مدل شبکه عصبی مصنوعی به منظور بهینه سازی فرایند انعقاد و لخته سازی آب شرب با هدف کنترل کیفی آب خروجی نسبت به پارامتر کربن آلی کل مورد استفاده قرار گرفت. مدل شبکه عصبی با ساختار پیش خور چند لایه و با فرایند یادگیری پس انتشار خطا برای بهینه سازی غلظت فریک کلراید و پلیمر کاتیونی بکار رفت. نتایج به صورت همزمان با مدل رگرسیون غیر خطی چندگانه به منظور افزایش ضریب همبستگی و کاهش پارامترهای ورودی، مورد مقایسه قرار گرفت. آزمون صحت سنجی مدل با استفاده از 94 نمونه جدید و ناشناس کاملاً موفقیت آمیز بود. تحلیل نتایج نشان دهنده عملکرد قابل قبول مدل شبکه عصبی با ضریب تشخیص (R2) به ترتیب 0.85 برای مدل پلیمر کاتیونی و 0.97 برای مدل فریک کلراید می باشد. میزان درصد میانگین خطای مطلق و جذر میانگین مربعات خطا نیز به ترتیب به ترتیب 5.8 % و 0.96 برای مدل پلیمر کاتیونی و 3.1 % و 1.97 برای مدل فریک کلراید می باشد. نتایج نشان داد که مدل شبکه عصبی مصنوعی از دقت به مراتب بالاتری در بهینه سازی فرایند های پیچیده تصفیه آب برخوردار است.

طاهر احمدزاده, ناصر مهردادی, مجتبی اردستانی, اکبر باغوند
PDF
1-8
هدف از این مطالعه ارزیابی مصرف انرژی و تعیین حساسیت نهاده‌ها برای تولید گندم آبی در شهرستان کرمانشاه است. داده‏های مورد نیاز از 120 مزرعه گندم آبی در سال 1392 با استفاده از روش نمونه برداری تصادفی، جمع‌آوری گردید. حساسیت نهاده‌های انرژی با استفاده از روش بهره‏وری فیزیکی نهائی (MPP) و ضرایب رگرسیون با مشتقات جزئی بر عملکرد گندم برآورد شد. نتایج نشان داد که کل انرژی ورودی حدود 8/41921 مگاژول در هکتار بوده و در بین نهاده‌های ورودی انرژی، کود نیتروژن با 38 درصد و پس از آن سوخت دیزل با 13 درصد بیشترین سهم‏ها را دارا هستند. حدود 35 درصد از کل انرژی مصرفی در تولید گندم انرژی مستقیم و 65 درصد انرژی غیر مستقیم بود. نتایج حاصل از تخمین مدل رگرسیونی نشان داد که تاثیر انرژی نیروی کار، ماشین آلات، سوخت دیزل، کود نیتروژن، الکتریسیته و آب بر عملکرد مثبت است. تحلیل حساسیت نشان داد که مقدار MPP بین 29/0- تا 24/9 بود. همچنین نیروی کار بیشترین مقدار MPP را داشت و پس از آن ماشین‏آلات، آب و کود فسفر قرار داشتند. با این حال مقدار MPP برای سموم شیمیایی و کود پتاسیم به ترتیب 29/0- و 10/0- شد، که نشان‏دهنده استفاده مفرط این نهاده‌ها برای تولید گندم است. مصرف تمام اشکال انرژی مستقیم، غیر مستقیم، تجدید پذیر و تجدید ناپذیر تاثیر مثبتی بر عملکرد داشت.
محمدرضا اصغری پور, فریبرز صالحی, محمود احمدپور
PDF
9-18
مديريت صحيح مي‌تواند باعث افزايش بهره‌وري و كاهش ردپاي كربن شود. هدف از اين پژوهش، تخمين ردپاي كربن و گرمايش جهاني در نظام‌هاي توليد برنج بود. در اين آزمايش نظام‌هاي كاشت فشرده (SRI)، بهبوديافته و رایج منطقه مورد مطالعه قرار گرفتند. تمامي عمليات زراعي و اطلاعات مربوط به روش‌هاي توليدي و مقادير مختلف مصرف نهاده‌ها (ورودي‌ها) در سال‌ 1391 ثبت و مورد بررسي قرار گرفت. نتايج نشان داد كه متوسط GWP برابر 25/2803 كيلوگرم معادل CO2 در هكتار بوده است. بيش‌ترين و كم‌ترين GWP در نظام‌هاي كاشت فشرده و رایج منطقه مشاهده شد. GWP در واحد انرژي ورودي در نظام كاشت فشرده حداقل و در نظام کاشت رایج منطقه حداكثر بود. نظام کاشت رایج منطقه و فشرده بيش‌ترين و كم‌ترين GWP در واحد انرژي خروجي را داشتند. كم‌ترين و بيش‌ترين ردپاي كربن در واحد وزن در نظام‌هاي كاشت فشرده و رایج منطقه به‌دست آمد. بنابراين، شيوه صحيح مديريت مزرعه در نظام توليد فشرده به كاهش انتشار گازهاي گلخانه‌اي، پتانسيل گرمايش جهاني و ردپاي كربن منجر شده است.
سلمان دستان
PDF
19-28

بیان کمّی ویژگی های هیدرولیکی خاک نقش مهمی در پیش­گیری از ورود آلاینده­های هیدروکربنی به خاک و آبهای زیر زمینی دارد. به منظور بررسی رفتار هیدرولیکی پرکلرواتیلن به عنوان یک آلاینده­ی سمّی کلردار در خاک، منحنی­های نگهداشت پرکلرواتیلن و آب در خاک بدست آمد. سپس هدایت هیدرولیکی اشباع برای این دو سیال به روش بار ثابت تعیین که مقدار آن برای آب و پرکلرواتیلن به ترتیب 27/395 و 84/410 سانتی متر بر روز بدست آمد سپس پارامترهای مدل­های نگهداشت ون­گنوختن، بروکس-کوری و کوسوگی بدست آمد. هدایت هیدرولیکی غیر اشباع به عنوان تابعی از پتانسیل ماتریک خاک بر پایه­ی مدل­های معلم-ون­گنوختن، معلم­- بروکس­-کوری و معلم-کوسوگی تعیین شد. دقت مدل­ها به ­وسیله­ی آماره­های خطای ماکزیمم، ریشه میانگین مربعات خطا، ضریب تعیین، کارایی مدل و ضریب جرم باقیمانده مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که برای سیال پرکلرواتیلن، مدل ون­گنوختن نسبت به دو مدل دیگر از دقتی بیشتر برخوردار است. مقدار پارامترهای توزیع تخلخل و نقطه ورود هوا در سیستم دو فازی آب-هوا نسبت به پرکلرواتیلن-هوا کاهش یافت. این رفتار به دلیل لزوجت و مقاومت بیشتر آب نسبت به پرکلرواتیلن در برابر جریان است. به این مفهوم که زهکشی آب نسبت به پرکلرواتیلن از محیط متخلخل به مکش بالاتری نیاز دارد. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که در یک مقدار معین از فاز مایع، آب نسبت به پرکلرواتیلن نگهداشت بیشتری دارد. به دلیل لزوجت کمتر پرکلرواتیلن، هدایت هیدرولیکی اشباع و غیر­اشباع محیط متخلخل برای پرکلرواتیلن بیشتر از آب است. سیال پرکلرواتیلن با توجه به هدایت هیدرولیکی بیشتر و نگهداشت کمتری که نسبت به آب دارد، در صورت ورود به محیط متخلخل حرکت سریع­تری به سمت آب­های زیر زمینی خواهد داشت.

منصور چترنور, مهدی همایی, صفورا اسدی کپورچال, محمد محمودیان شوشتری
PDF
29-38
اگرواکوسیستم ها، اکوسیستم هایی با کارکردهای متعدد هستند که برای تولید محصولات خاص مدیریت می شوند. اما مدیریت نادرست و فشار بر آن ها منجر به تخریب ساختار و کارکرد اگرواکوسیستم ها شده و لزوم توجه و بررسی سلامت آنها را ضروری می سازد. در این مطالعه سلامت اگرواکوسیستم های استان های واقع در غرب و شمال غربی ایران شامل اردبیل، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، کردستان، زنجان، کرمانشاه، لرستان، همدان و ایلام طی سال‌های 1381 تا 1390 از لحاظ ساختاری، کارکردی، سازمانی و در نهایت سلامت کل مورد بررسی قرار گرفت. سلامت ساختاری، کارکردی و سازمانی به ترتیب با استفاده از 13، 11 و 6 سنجه موثر و مرتبط مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان داد که تمامی استان های مورد بررسی از لحاظ سلامت کل در مرتبه ضعیف هستند. از لحاظ سلامت ساختاری استان کردستان دارای بیشترین امتیاز و استان ایلام دارای کمترین امتیاز بود. از نظر سلامت سازمانی بیشترین امتیاز مربوط به استان آذربایجان شرقی و کمترین امتیاز مربوط به استان کردستان بود. رتبه بندی استانهای مورد بررسی از لحاظ سلامت کارکردی نیز متفاوت بود و بیشترین امتیاز برای سلامت کارکردی متعلق به استان کرمانشاه و کمترین امتیاز برای استان ایلام محاسبه شد. از آنجا که هیچ یک از استانهای مورد بررسی از لحاظ همه ملاکهای مورد بررسی در جایگاه ثابتی قرار نداشت شاخص سلامت کل (که حاصل جمع سلامت کارکردی، ساختاری و سازمانی است) نیز محاسبه شد و بر این اساس استان همدان دارای بیشترین میزان سلامت کل اگرواکوسیستم بود و استان ایلام از لحاظ سلامت کل اگرواکوسیستم در پایین ترین رتبه قرار گرفت.
هدا محمدی, علیرضا کوچکی, مهدی نصیری محلاتی, محسن جهان
PDF
39-50

آمایش سرزمین علمی است که با توجه به ویژگیهای اکولوژیک سرزمین و شرایط اقتصادی اجتماعی آن، نوع استفاده بهینه از سرزمین را مشخص می سازد. غالب روش های ارزیابی توان مورد بررسی مانند روش های ارائه شده توسط سازمان فائو و همچنین روش اکولوژیکی آمایش سرزمین در ایران با توجه به نوع نگرش به محیط و بررسی اجزای آن و نیز برآورد توان بدون پیش داوری و تنها بر اساس توان ذاتی سرزمین استوار است. لیکن این نگرش های محض به محیط، عوامل اقتصادی اجتماعی را نادیده گرفته و برآوردی ناقص در توان واقعی سرزمین بعمل می آورند. در این تحقیق به بررسی توان های اکولوژیک با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی و با مدل پیشنهادیEMOLUP (میانگین هندسی و کالیبره) پرداخته شده است. سپس مقایسه ای بین مدل های توان اکولوژیک (مخدوم)، اصلاح شده آن و میانگین حسابی برای کاربری های مختلف صورت گرفته است. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادیEMOLUP از قابلیت بالاتری به منظور برآورد توان واقعی سرزمین در شهرستان جهرم با اقلیم خشک و نیمه خشک برخوردار است.

مسعود مسعودی, پرویز جوکار
PDF
51-68

بمنظور ارزیابی آلودگی زیست‌محیطی خاک زراعی روی زون‌های دگرسان شده منطقه زاخوراز نتایج آنالیز چند عنصری20 نمونه­‌ خاک به روش ICP-MS استفاده شده است. زون‌های دگرسانی گرمابی آرژیلیک، آرژیلیک-فیلیک، آرژیلیک پیشرفته، سیلیسی توأم با کانی‌سازی سولفیدی مس، آهن، سرب، روی، کبالت، نیکل، طلا و نقره، مهمترين منابع آلوده‌كننده زمین زاد غیرمتمرکز در این منطقه می باشند که هاله‌های پراکندگی وسیعی از فلزات (سنگین/ سمی) را در این منطقه ایجاد نموده‌اند.استفاده از سه شاخص انباشت ژئوشیمیایی (Igeo)، درجه آلودگی اصلاح‌شده (mCd) و شاخص ریسک اکولوژیکی بالقوه (RI) نشان می‌دهد که خطر آلودگی زیست محیطی Pb در رده متوسط تا شدید و As در رده جدی (بسیار شدید) قرار دارند. رده آلودگی شدید گوگرد حاکی از تیپ کانی‌سازی سولفید بالا (HS) در زون‌های دگرسانی گرمابی زاخور می‌باشد. محاسبات تغییرات جرمی فلزات سنگین در دو زون آرژیلیکی و سیلیسی گویای آنست که عناصری چون Cr، Ni، As، Pb و  Sغنی‌شدگی و عناصر  Hgو Cd تهی‌شدگی دارند. در زون دگرسانی آرژیلیک علاوه بر وجود همبستگی‌های مثبت بین فلزات سنگین با یکدیگر، همبستگی معنی‌داری با Mn و  Alنیز نشان می‌دهند که می­تواند به واسطه عملکرد فرآیندهای جذب سطحی توسط اکسیدهای منگنز و آهن وکانی­ های رسی رخ داده باشد.

مهدیه جلیل زاده, کمال سیاه چشم
PDF
69-80

یکی از مهم­ترین پسماندهای تولید شده در نیروگاه های سیکل ترکیبی، لجن تولیدی در حوضچه تبخیری می باشد. بررسی فرایند تولید برق در این نوع نیروگاه­ها حاکی از آن است که پساب ورودی به حوضچه تبخیری حاوی آلاینده­های مختلفی است که در حین فرایند تبخیر به­صورت لجن در کف حوضچه تبخیری رسوب می­کند. بر این اساس شناسایی کمی و کیفی این پسماند و ارائه راهکارهای مدیریت آن در دستور کار قرار گرفته و بدین منظور نیروگاه سیکل ترکیبی دماوند به­عنوان مطالعه موردی انتخاب شده است. مطالعات صورت گرفته نشان می دهد که این پسماند حاوی  فلزات سنگین (به­خصوص سرب و کرم) و آلاینده­های نفتی می­باشد. مقایسه خصوصیات فیزیکی و شیمیایی لجن حوضچه تبخیری با معیارها و طبقه بندی های کنوانسیون بازل و سایر منابع شناخته شده بین المللی مانند دستورالعمل های سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا (EPA) بیانگر آن است که این پسماند در گروه پسماندهای ویژه طبقه­بندی می­شود. در ادامه کلیه روش­های محتمل جهت مدیریت لجن تولیدی بررسی شده و بر اساس معیارهای فنی، اقتصادی و زیست­محیطی روش دفن در زمین به عنوان روش برتر انتخاب شد. در نهایت جهت اجرای این روش، سناریوهای مختلف دفن در زمین شامل دفن سطحی و عمقی در نظر گرفته شده و ازآنجاکه در محل­های دفن پسماند، لاینر مهم­ترین عامل در جلوگیری از نفوذ آلاینده­ها به محیط می­باشد، لذا با استفاده از مدل IWEM[1] سیستم لاینینگ مناسب جهت کارگذاری در کف محل دفن در سناریوهای مختلف محیطی و غلظت­های متفاوت نشت پیشنهاد شده است.


[1]Industrial Waste Management Evaluation Model

زینب گل حسینی, مهدی جلیلی قاضی زاده, سید حسین هاشمی
PDF
81-90
رفع آلودگی منابع آب زیرزمینی هزینه زیادی داشته و از این رو لازم است از ابزار مناسبی برای جلوگیری از آلودگی آنها استفاده شود. یکی از این ابزارها، پهنه­ بندی پتانسیل آسیب­ پذیری آبخوان است که در این پژوهش، برای آبخوان اسدآباد مورد استفاده قرار گرفت. دشت اسدآباد تأمین کننده آب شرب، کشاورزي و صنعت شهرستان اسدآباد می ­باشد. بر این اساس در این پژوهش جهت شناسایی نواحی آسیب­پذیر آبخوان دشت اسدآباد در برابر آلودگی و تهیه نقشه آسیب ­پذیري آبخوان از سه روش دراستیک، SINTACS و SI استفاده شد. ابتدا نقشه حساسیت دشت براي هر یک از مدلهاي مورد نظر، با توجه به لایه­ هاي اطلاعاتی تولید و سپس، لایه نیترات با توجه به داده ­هاي نیترات اندازه ­گیري شده از 24 چاه منطقه در طی فصل بهار سال 1392 تهیه شد. جهت اطمینان از صحت مدلهای مورد استفاده، همبستگی بین لایه نیترات و نقشه­ هاي آسیب ­پذیري مدلهاي یاد شده محاسبه گردید. با توجه به سطح معنی­ دار ضریب همبستگی محاسبه شده بین مدلهاي دراستیک و SI واسنجی مدلهاي یادشده صورت گرفت و ضرایب پارامترهاي آنها اصلاح شدند. با همپوشانی نقشه کاربري اراضی و نقشه آسیب ­پذیري دراستیک اصلاحی، نقشه خطر آلودگی آب دراستیک زیرزمینی بر اساس مدل کشاورزي تهیه شد. در نهایت، با مقایسه نقشه ­هاي آسیب­پذیري دراستیک اصلاح شده SI اصلاح شده و مدل دراستیک کشاورزي با لایه نیترات، بهترین مدل براي ارزیابی آسیب­ پذیري آبخوان منطقه انتخاب شد. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که مدل دراستیک کشاورزي با ضریب همبستگی 79%، بهترین مدل برای این کار می­ باشد. بر این اساس 24/26، 63/56  و 13/17 درصد از وسعت دشت به ترتیب در محدوده هاي آسیب ­پذیري کم، متوسط و زیاد قرار می­ گیرد.
بلال اروجی, عیسی سلگی
PDF
91-104

بحران­های اقلیمی اثرات مخربی بر عملکرد محصولات کشاورزی در سال­های اخیر تحمیل نموده­اند. استان خوزستان در سال­های اخیر بیشترین آمار خسارت ناشی از طوفان­های گرد و غبار را در بخش کشاورزی بالاخص نخیلات به خود اختصاص داده است. هدف از این مطالعه واکاوی تبیین کننده­های رفتار سازگاری نخل­داران با بحران ریزگردها می­باشد. جامعه آماری پیمایش حاضر مشتمل 157 نفر از نخل­داران شهرستان اهواز می‎باشد. ابزار گردآوری داده­ها پرسشنامه­ای ساختارمند بود که روایی آن توسط پانل متخصصان تأیید شد. برای محاسبه اعتبار ابزار سنجش، مطالعه­ای راهنما خارج از حوزه مطالعه ترتیب داده شد (آلفای کرونباخ 59/0 تا 84/0). یافته­های پژوهش نشان داد مهم­ترین اقدامات سازگاری با بحران ریزگردها در بین نخلداران شستشوی خرما، استفاده از تورهای حفاظتی، بهره­گیری از فرایند سم­پاشی، کشت سایر محصولات زراعی در بین درختان نخل و جستجوی سایر منابع درآمدزا بوده است. یافته­های حاصل آزمون تحلیل مسیر نشان داد که ارزیابی ادراک سازگاری نخل­داران با ضریب بتای 43/0 و انگیزه فرامادی با ضریب بتای 21/0 اثر مثبت، مستقیم و معنا­داری بر رفتار سازگاری نخل­داران دارد. همچنین گفتمان اجتماعی اثر غیر مستقیم، مثبت و معناداری بر رفتار سازگاری نخل­داران دارد.

ساناز گلابوند, مریم شریف زاده
PDF
105-116

هرچند افزایش رشد اقتصادی‌یکی از مهم‌ترین اهدف دولت‌ها می‌باشد، اما رشد اقتصادی بالاتر عمدتا با افزایش آلودگی‌های زیست محیطی همراه است. تجربه كشورهاي توسعه يافته و بعضی از کشورهای درحال توسعه نشان مي‌دهد با افزايش رشد اقتصادی، ابتدا آلودگي زيست محيطي افزايش و سپس در سطحي از توليد سرانه به علت توجه به محيط زيست، آلودگي كاهش مي‌يابد که اين موضوع را مي‌توان در منحني زيست محيطي كوزنتس نشان داد. لذا اهدف اصلی این مطالعه تعیین سطح درآمد سرانه‌ای است که به علت توجه به مسائل محیط زیست باعث کاهش انتشار آلودگی می‌شود و همچنین بررسی اثر شاخص سرریز تکنولوژی بر نقطه چرخش منحنی می‌باشد. در این راستا با استفاده از مدلهای تقاضای واردات کالاهای واسطه‌ای و کالاهای سرمایه ای، شاخص سرریز تکنولوژی محاسبه و اثر آن در  نظريه زيست محيطي کوزنتس در فاصله زمانی سالهای 1345 تا 1392 بررسی شد. نتايج مطالعه نشان داد که متغير سرریز تکنولوژی نه تنها اثری مثبت و معنی دار بر انتشار گاز دی اکسید کربن دارد، بلکه نقطه چرخش منحنی زیست محیطی کوزنتس را نیز در درآمد سرانه بالاتر امکان‌پذیر می‌سازد. 

الهه واثقی, سید عبدالمجید جلایی اسفندآبادی
PDF
117-124

آلوده شدن محیط زیست توسط انواع آلاینده­ها یکی از مهمترین دغدغه­های دانشمندان عرصه محیط­زیست در دهه اخیر است. پلیمرهای آبدوست غیر قابل حل در آب با قابلیت جذب سطحی آلاینده­ها، یکی از مواد نوین در کنترل و حذف آلاینده­ها محسوب می­شوند. در این تحقیق، پودر کربوکسی متیل سلولز (CMC) دارای درصد خلوص 7/87 درصد و درجه استخلاف 5/0 مورد استفاده قرار گرفت. هدف تولید یک سوپرجاذب به روشی سازگار با محیط زیست و بر پایه مواد زیستی بود. ابتدا به منظور نامحلول­سازی پودر CMC، بازه­های گسترده­ای از دما و زمان مورد آزمون قرار گرفتند که از آن میان ترکیب دماهای 165، 175، 180 درجه سانتی­گراد و به ترتیب زمان­های 90، 60 و 45 دقیقه انتخاب شدند. سپس، مقدار مشخصی از هر یک از شرایط اصلاح حرارتی توزین و با آب مخلوط گردید و عامل اتصال دهنده اسید سیتریک با مقادیر 1/0، 3/0، 5/0، 2، 5/3، 5، 10، 15 و 20 درصد نسبت به وزن پلیمر به نمونه­های اصلاح نشده (شاهد) و اصلاح حرارتی شده اضافه شد. در ادامه نمونه­ها در شرایط مشخص زمان و دما خشک شدند. نمونه­های تولید شده تحت آزمون­های کیسه چای، حساسیت یونی، جذب تحت بار، تغییر شکل و اندازه­گیری زمان تورم قرار گرفته و ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که انجام اصلاح حرارتی با موفقیت توانست نیاز به مصرف اتصال دهنده عرضی را مرتفع ساخته بطوریکه حداکثر مقادیر جذب در کلیه آزمون­های مورد بررسی در مقادیر اندک افزودن عامل اتصال دهنده عرضی مشاهده شد.

امید رمضانی
PDF
125-136

این تحقیق با هدف ارزش‌گذاری اقتصادی عناصر غذایی اصلی خاک و با تأکید بر خاک جنگل‌های منتخب منطقه حفاظت شده شیمبار در استان خوزستان انجام شده است. در این پژوهش ابتدا با روش EPM، میزان فرسایش تعیین و سپس مقدار هدر‌رفت سه عنصر غذایی مهم (نیتروژن، فسفر و پتاسیم) بر اساس اختلاف مقادیر عناصر غذایی دو تیمار شاهد و فرسایش‌‌یافته اندازه‌گیری شد؛ سپس ارزش پولي نگهداري عناصر غذايي خاک به وسيلة پوشش جنگلی، بر اساس روش اقتصادی هزینه جایگزینی محاسبه گردید. نتایج تحقیق نشان داد که در محدوده مورد مطالعه به مساحت 3116 هکتار سالانه حدود 468/5 تن عناصر غذایی NPK در اثر فرسایش خاک از بین می‌رود که به معنای ایجاد هزینه‌ای معادل 88202945491 ریال به محیط زیست می‌باشد. همچنین مشخص گردید که هر هکتار از جنگل‌های محدوده مطالعاتی قادر است که از خسارت ناشي از فرسايش خاک و نابودي تنها سه عنصر غذايي نيتروژن، فسفر و پتاسيم به میزان 28306465 ریال جلوگيري كند که نتایج، نشان‌دهنده ارزش اقتصادی حفظ پوشش گیاهی و جنگل برای جلوگیری از فرسایش خاک می‌باشد.

فرشاد کيوان بهجو, احمد هاشمیان, مصطفی پناهی, الناز حسن زاده
PDF
137-146

تحليل روزهاي قابل بارش از کليدي­ترين عناصر هواشناسي مرتبط با بخش کشاورزي مي­باشد، چرا که کمبود يا بارندگي بارش در طول فصل رشد خسارات سنگيني بر بخش کشاورزي علي الخصوص کشت ديم بر جاي مي­گذارد. لزوم پايش و تحليل اين پديده هنگامي جلوه­گر مي­نمايد که توجه داشته باشيم بخش عمده­اي از اراضي کشاورزي، وابستگي مستقيم به بارش (مقدار و دفعات بارش) دارد. در اين تحقيق تعداد روزهاي بارندگي در ايستگاه سينوپتيک قزوين، به منظور تجزيه و تحليل و آسيب­شناسي کشت محصول گندم ديم استان با استفاده از مدل­هاي آماري مبناي کار قرار گرفت. نتايج تحليل آماري تعداد روزهاي با بارندگي نشان دهنده آن است که در دوره­هاي ترسالي تعداد روزهاي بارندگي در فصل کشت پاييزه با دوره بازگشت 5، 10، 25 و 50 ساله به ترتيب برابر 29، 32، 39 و 44 روز مي­باشد. همچنين در دوره­هاي خشکسالي، تعداد روزهاي قابل اعتماد بارندگي به ترتيب برابر 8، 4، 0 و 1 روز مي­باشد. در اين راستا به منظور بررسي و آسيب­شناسي کشت ديم در استان، تحليل آماري تعداد روزهاي بارندگي در طول فصل رشد براي محصول گندم انجام گرفت. نتايج اين تحليل نشان دهنده آن است که در دوره­هاي خشکسالي جهت کشت ديم مناسب نبوده و بارندگي قابل اعتمادي در طول دوره رشد به وقوع نخواهد پيوست.

.  

مهدی پناهی, مینا طاهری
PDF
147-152